تبلیغات
بی کفنان - پاره کردن آستین لباس شهید

پاره کردن آستین لباس شهید

مربوط به موضوع:  خاطرات جبهه | 

در عملیات والفجر 8، گردان «یا رسول» تلفات زیادی داد و خیلی از بچه‌هایی که در این گردان بودند، به شهادت رسیدند. به دستور حاج حسین بصیر، باید به این گردان می‌رفتم تا کار مداوای مجروحان را انجام دهم. از قبل هم هیچ گونه توجیهی نشده بودم و اطلاعی از موقعیت آن منطقه نداشتم.

حوالی ساعت 11 شب بود که به آنجا رسیدم و کارم را در سنگر بهداری شروع کردم. نیروهای کمکی در حال ورود به منطقه بودند که ناگهان عراقی‌ها منور ‌زدند و وقتی متوجه حضور آن‌ها ‌شدند، منطقه را زیر رگبار و آتش سنگین گرفتند، حجم آتش به گونه ای بود که بسیاری از بچه ها را زمین گیر کرد و یکی پس از دیگری در اثر اصابت تیر و ترکش به زمین می افتادند.



فوراً دست به کار شدم و کار مداوای مجروحان را آغاز کردم. با باند و هر چیزی که در دست داشتم ،سعی می‌کردم جلوی خون‌ریزی مجروحان را بگیرم. رفته رفته وسایل پانسمان تمام شد، دیگر نه خبری از باند بود که بتوانم جلوی خون‌ریزی را بگیرم و نه از وسایل پانسمان. به ناچار سراغ بچه‌هایی که شهید شده بودند، رفتم و از داخل کوله پشتی‌شان هر چه که داشتند، را درآوردم تا شاید بتوانم چیز به درد به خوری که به کارم بیاید، پیدا کنم.

دیگر کوله پشتی نمانده بود که بتوانم از وسایل داخل آن استفاده کنم. نمی‌دانستم باید چکار کنم. آتش عراق، همچنان ادامه داشت و تعداد شهدا و مجروحین لحظه به لحظه بیشتر می‌شد. چاره‌ای جز استفاده از پیراهن و پارچه‌های همراه شهدا نداشتم. با اینکه این کار خیلی برایم سخت بود اما با پاره کردن آستین لباس شهدا، چفیه و هر چیزی که همراه شان بود و با آن می‌توانستم جلوی خون‌ریزی را بگیرم، کار امدادرسانی را انجام می‌دادم.

وقتی به بالای سر شهدا می‌رفتم تا لباس شان را پاره کنم، اشکم در می‌آمد اما چاره‌ای جز این نداشتم و با همین شیوه توانستم تعداد زیادی از بچه ها را از خطر مرگ نجات بدهم.

راوی: رضا دادپور



نویسنده : شرمنده شهدا  | تاریخ ارسال : چهارشنبه 9 مهر 1393 | نظرات()
 
 
   
 

lucindapebworth.wordpress.com
سه شنبه 17 مرداد 1396 10:02 ق.ظ
Woah! I'm really loving the template/theme of this website.

It's simple, yet effective. A lot of times it's challenging to get that "perfect balance" between usability and visual appearance.
I must say you've done a very good job with this.

Additionally, the blog loads very quick for me on Chrome.
Excellent Blog!
What do you do for a strained Achilles tendon?
سه شنبه 17 مرداد 1396 05:06 ق.ظ
Hey there! This post could not be written any better! Reading this post reminds me of my
previous room mate! He always kept chatting about this.
I will forward this page to him. Fairly certain he will have a good read.
Thanks for sharing!
BHW
جمعه 1 اردیبهشت 1396 09:58 ق.ظ
Asking questions are truly fastidious thing if you are not understanding anything fully, except this article offers fastidious
understanding even.
BHW
یکشنبه 13 فروردین 1396 12:40 ب.ظ
You actually make it appear so easy with your presentation however I in finding
this topic to be really something that I believe I'd never understand.

It seems too complex and extremely wide for me. I am looking
ahead on your subsequent put up, I will attempt to
get the hold of it!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


http://link.cat-glasses.ir