تبلیغات
بی کفنان - داستانک / تو نمی‌تونی اشک منو در بیاری

داستانک / تو نمی‌تونی اشک منو در بیاری

مربوط به موضوع:  داستان كوتاه | 
شب بود. یکی داد می‌زد :"ساکت شو! ساکت شو! تو  نمی‌تونی اشک منو در بیاری."

رفتم سمت صدا. دیدم یک نفر انگشت‌هایش قطع شده. این حرف را به دست خونی‌اش می‌گوید :

-"ساکت شو! ساکت شو! تو نمی‌تونی اشک منو در بیاری"




نویسنده : شرمنده شهدا  | تاریخ ارسال : پنجشنبه 10 مرداد 1392 | نظرات()
 
 
   
 

BHW
پنجشنبه 24 فروردین 1396 10:20 ب.ظ
Thanks for a marvelous posting! I certainly enjoyed reading it, you can be a great author.
I will be sure to bookmark your blog and will often come back in the future.

I want to encourage you continue your great writing, have a nice afternoon!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


http://link.cat-glasses.ir