تبلیغات
بی کفنان - داستانک / نوبتی می پوشیدیم

داستانک / نوبتی می پوشیدیم

مربوط به موضوع:  داستان كوتاه | 
هوای سرد برای همه بود ، دستکش برای یک نفر . از اول ستون شروع می کردیم ، نوبتی می پوشیدیم ؛ دست هامان که یکم گرم می شد ، می دادیم به نفر بعدی . 


نویسنده : شرمنده شهدا  | تاریخ ارسال : جمعه 18 مرداد 1392 | نظرات()
 
 
   
 

Can exercise increase your height?
پنجشنبه 16 شهریور 1396 04:16 ق.ظ
What a information of un-ambiguity and preserveness of valuable familiarity regarding unpredicted emotions.
BHW
یکشنبه 13 فروردین 1396 01:35 ب.ظ
Hi! I simply wish to offer you a big thumbs up for your excellent info you have here on this post.
I'll be returning to your site for more soon.
وبلاگستان پایگاه خبری بلاغ
دوشنبه 4 شهریور 1392 02:26 ب.ظ
با سلام
مطلب شما در بخش وبلاگستان پایگاه خبری بلاغ و باشگاه وبلاگ نویسان کشور به نشانی harfeto.ir/?q=node/12786 ثبت گردید.
چشم انظار مطالب بعدی شما هستیم
پاسخ شرمنده شهدا : سلام ممنون از لطفتون.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


http://link.cat-glasses.ir