تبلیغات
بی کفنان - داستانک / بیایین بو کنین . بوی عملیات می ده

داستانک / بیایین بو کنین . بوی عملیات می ده

مربوط به موضوع:  داستان كوتاه | 
از آب می آمدیم بیرون ، عسل می دادند به مان . گاهی می شد حاجی _ فرمانده گردان _ خودش لب آب می ایستاد ، یکی یکی عسل توی دهانمان می گذاشت .
چند روزی می شد عسل که هیچ ، کباب هم می دادند . یکی کباب را گرفته بود ، بو می کرد .
- به به ! بیایین بو کنین . بوی عملیات می ده ؛ بوی باروت . 



نویسنده : شرمنده شهدا  | تاریخ ارسال : چهارشنبه 26 تیر 1392 | نظرات()
 
 
   
 

Why is my Achilles tendon burning?
دوشنبه 16 مرداد 1396 05:13 ب.ظ
Valuable info. Lucky me I discovered your website by accident,
and I am stunned why this twist of fate did not came about earlier!
I bookmarked it.
plaza.rakuten.co.jp
شنبه 14 مرداد 1396 07:42 ق.ظ
Hello there! I know this is kinda off topic however ,
I'd figured I'd ask. Would you be interested in exchanging links or maybe guest authoring a blog post
or vice-versa? My website covers a lot of the same subjects as yours and I think we could greatly benefit from each other.
If you happen to be interested feel free to shoot me an email.
I look forward to hearing from you! Excellent blog by the way!
BHW
سه شنبه 29 فروردین 1396 12:04 ب.ظ
Hi colleagues, nice article and pleasant urging commented at this
place, I am truly enjoying by these.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


http://link.cat-glasses.ir