تبلیغات
بی کفنان - دعا کن که به خواسته ام برسم

دعا کن که به خواسته ام برسم

مربوط به موضوع:  خاطرات جبهه | 
محمود خاکسار ، دو شب قبل از عملیات فتح المبین مقداری شیرینی و شکلات آورده بود و بین بچه ها تقسیم کرد و به یکی از بچه ها که سید بود گفت: " سید برایم دعا کن".
سید بعد از خوردن شیرینی گفت:"محمود جانم چه دعایی بکنم؟"
گفت:"دعا کن که به خواسته ام برسم".
سید با اصرار فراوان پرسید که خواسته ات چیست؟
محمد سر انجام گفت: " دعا کن به شهادت برسم و تیر به پیشانی و سجده گاهم اصابت کند تا مانند مولایم به شهادت برسم".
بعد از عملیات متوجه شدیم که محمود شهید شده در حالی که تیر درست وسط پیشانیش اصابت کرده بود.

راوی : علی اصغر خاکسار - برادر شهید



نویسنده : شرمنده شهدا  | تاریخ ارسال : سه شنبه 12 دی 1391 | نظرات()
 
 
   
 

What do you do for a sore Achilles tendon?
جمعه 17 شهریور 1396 02:43 ب.ظ
Generally I do not read article on blogs, but I wish to say that this write-up very forced
me to try and do so! Your writing taste has been amazed me.
Thanks, very great post.
farid
یکشنبه 24 دی 1391 05:37 ب.ظ
پیام تبریک امام خمینی ره به مناسبت میلاد حضرت مسیح
کلیپی زیبا ازشبکه نصر با زیرنویس انگلیسی
http://www.nasrtv.com/modules/video/singlefile.php?lid=3714
پاسخ شرمنده شهدا : سلام..

ممنون از اطلاع رسانی شما..

باولی..سیدعلی..یاعلی
پنجشنبه 14 دی 1391 01:35 ب.ظ
سلام .وبلاگ لاله های زهرایی با مطلبی به عنوان دغدغه های فرهنگی شهید علمدار در جنگ نرم به روز است.لطفاً با نقد و نظر خود ما را راهنمایی فرمایید . با تشکر . التماس دعا.
پاسخ شرمنده شهدا : سلام..

یاعلی..
همین الان تو وبلاگتونم..

باولی..سیدعلی..یاعلی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


http://link.cat-glasses.ir