تبلیغات
بی کفنان - کجا دانند حال ما سبک بالان ساحل‌ها ؟؟؟

کجا دانند حال ما سبک بالان ساحل‌ها ؟؟؟

مربوط به موضوع:  گزارش | 

* خاطرات «حاج سعید قاسمی» با عنوان «راه صعب است»

از این بابت که خودمون بر این باور هستیم که این جا سرپا موندیم و دشمن نتونست کمرمون رو بشکنه، شاکریم، گفت:

زیر علم غریبه رؤیت نشدیم        با حضرت دوست بی‌محبت نشدیم

در سال غبار فتنه یا رب شکرت     شرمنده درگاه ولایت نشدیم

اگر چه این دعا، دعای پارسالمون (88) بود، امسال بایستی همین دعا رو بیشتر کنیم، شرمنده درگاه ولایت نشیم، حضرت آقا در قم این آلارم رو روشن کرده بودن برای ما؛ که دوستان باید حواسشون جمع باشه، یاوران صدیق انقلاب! ما برای رسیدن به قُلل در آینده، فتنه‌های سنگین‌تر و پیچیده‌تری پیش رو داریم.




تأکید کرده بودند که جریان فتنه سال گذشته ریشه کن نشده.

خیلی که عزیزان و مسئولین در سیستم قضائی و سیستم اطلاعاتی فعالیت کردند، در آخرین اقدامشون (بر علیه سران فتنه، موسوی، کروبی و ..) یکی سیم اینترنتشون رو قطع کردند، یکی هم سیم تلفنشون رو!.

اگر چه این رو هم بر این باور بودیم که اقدامی از مدل قهرآمیز در مدل فتنه، به شکلی که همه جا دنیا مرسومه، جواب نمی‌ده، چون وقتی جریان فتنه‌ای اتفاق می‌افته، ویژگی‌‌اش اینه که یه خورده از حق، یه خورده از باطل رو ممزج می‌کنند با هم دیگه، اون وقت تشخیص برای عوام و حتی در نقاطی برای خواص مشکل می‌شه. این ویژگی فتنه است.

 

کربلای ما کجاست؟ 

دومین مطلب این که، پسرم، دخترم! همه اون‌هایی که هی دعا می‌کردید، «یا لیتان کنا معک» ای کاش با تو می‌بودیم، با آوینی می‌بودیم، با همت می‌بودیم، با محسن وزوایی می‌بودیم.

سید شهیدان اهل قلم، آقا سیدمرتضی آوینی برای ما گفته بود که به حسب آموزه دینی، هر کس که ادعای شیعه بودن داره، جبراً از تو مقطع کربلا و عاشورا عبور داده می‌شه، کربلای ما کجاست؟ می‌گن من که در کربلا خمینی نبودم، یهمقطعی متولد شدم که قطع‌نامه امضا شده بود، الان چیکار کنم؟ جنگ نیست!

تا پیارسال می‌گفتی جنگ نیست! که البته اشتباه می‌کردی، اگر شرایط جنگی رو ببینید، همین الان آتیش سنگین‌تر از آتیش کربلای پنجه! تو بازی دراز، در یک محاجه کلماتی با شهدا گفتم: آهای مجید زاد بود! زیاد به خودت ننازی؟ اگر چه که الان شهیدی و عند ربهم یرزقون، ولی ببخشید! زیاد به خودت ننازی که تخریب چی بودی؟!

مجید پازوکی! چهل _ پنجاه رده میدون مین رو رد می‌کردی، الان این دختر من، این پسر من، توی این عرصه هر روز از خونه میاد بیرون، تا برگرده خونه، اگر بخواد سالم برسه، چهل رده میدون مین رو رد می‌کنه. یعنی همین که از در خونه اومد بیرون، تا در رو خواست باز کنه، سی‌دی رو انداختن تو خونه. اومد خیابون، براش بوق زدن، اومد تو اتوبوس، بمباران بلوتوثه، اومد دانشگاه، اساتید فراری استخدام شده دکتر جاسبی بچه‌ها رو دارن بمباران می‌کنن، با افکار پوسیده، کتاب‌های منحط، پارتی‌ها، رفاقت‌های ناباب، مواد، فیلم و آن گاه رجعت به خانه.

هر روز چهل _ پنجاه رده میدون مین رو بچه باید رد کنه تا بتونه این چادر رو حفظ کنه، کی می‌گه جنگ نیست؟ کی احساس می‌کنه که تو شرایط فتنه و جنگ زندگی نمی‌کنه؟ هر کی این احساس رو نداره باید بره استراحت کنه، هر کی همه چی رو گل و بلبل می‌بینه، باید بره استراحت کنه، اما اگر داره اذیت می‌شه، باید بفهمه که اینها از اثرات جنگ روانی دشمن و تهاجم در انواع و اقسام و مدلشه. خاصه اون چیزی که ما امروزه اون رو Saftwar یا جنگ نرم می‌نامیم و بلد هم نبودیم، عین خود جنگ.

آموزش در دل جنگ 

یعنی عین اتفاقی که برای جنگ افتاد و ما در مقطعی که با محمد برجردی و احمد متوسلیان داریم وارد جنگ می‌شیم، دریغ از آشنایی با تیراندازی و کمین و ضد کمین و وارد نبرد پیچیده کمین در کردستان شدن.

تو این مدل نبرد هم که تجربه‌اش رو نداریم و همین جور واردش شدیم، اذیت می‌شیم، به خصوص شماها که نسل جدیدتری هستید و با این مقولات آشنا نیستید، تجربه قصه قدیم هم به شما انتقال داده نشده، لذا درکش یه مقداری پیچیده است.

چاره چیه؟ باید مثل ما، در زمان جنگ، همزمان وارد مقطع جنگ بشیم و همزمان آموزش ببینیم.

فتنه منافقین

قبل از آغاز جنگ هشت ساله، یعنی دو سالی که فتنه‌های جداسازی خلق عرب و خلق کرد و خلق آذری رو داشتیم، هر کدوم این فتنه‌ها می‌تونست انقلاب رو بزنه زمین، فتنه عمیقی مثل فتنه مجاهدین خلق که بسیار بسیار پیچیده و ریز بود، یعنی اگر شما همه داستان انقلاب رو یک طرف بگذارید، باید فتنه مسعود رجوی رو هم بگذارید یک طرف، دو روز بعد از پیروزی انقلاب اومده سهم خودش رو می‌خواد. همزمان با این که در زندان اوین باز شد و پرید بیرون، شروع کرد به سهم خواهی.

_ ما هم بودیم، این عکس‌هامون، شکنجه‌هامون!

چه جوری انقلاب بایستی از فتنه مسعود رجوی بیاد بیرون؟ اصلاً تا حالا فکر کردید؟! نه این مسعود رجوی که الان می‌شنوی و احساسات اینه که یه آدم شاخ داره، نه! مسعود رجوی شیعه، بچه محل خودمون، رفقاش رفقای خودمون، بچه محل نارمک و تهرانپارس و هم ولایتیت، مشهدی و هم دانشگاهیت، علم و صنعتی و ...

تو این گیر و پیچ، خر بیار و باقالی بار کن.

مسلح هم هستن، اولین دیدار با امام رو هم که می‌خوان بذارن، حضرت امام گفت: «بگین سلاح رو بذارن کنار، بعد بیان بشینیم صحبت کنیم».

عمل کردن؟ نه! اصل ولایت فقیه که تثبیت شد، اینا از همین جا موضع‌گیری‌هاشون رسمی‌تر شد، شفاف، ضد نظام موضع گرفتن، بعد گفتن: «آقا با این آخوند‌های مرتجع که نمی‌شه مبارزات ضد آمپریالیستی رو ادامه داد، ما جنبش مبارز مسلمانان فلانیم، به راه خودمون ادامه می‌دیم، ال می‌کنیم و ...».

آسفالت می‌کردند! تا این مقطعی که همین الان با هم دیگه هستیم، دوازده هزار شهید به دست این گروه انحرافی ثبت شده، یعنی از زدن بهشتی، هفتاد و دوتن، رئیس جمهور، نخست وزیر، حداقل چهار تا آیت‌الله ائمه جمعه بزرگوار، حزبالهی‌ها ... تا آخریش، صیاد شیرازی و تا بعد از اون هم همین ریگی بازی‌ها و اینها. هم ادامه همین تخم و ترکه‌اند و تا همین الان که داستان ادامه داره.

انقلاب چه جور تونست از کمند اینها خارج بشه؟

اصلاً چه جور آقا روح‌الله قبول نکرد.

گفتند: «آقا! شما که الان در تبعیدی، اینا یه سری جوون مؤمن به تعبیر امروز ما، حرب الهیف سلاح هم دستشونه، می‌خوای آمریکایی بکشن، می‌خوای مستشار آمریکایی برات بگیرن، می‌خوای هر جایی رو تو ایران برات به بریزن؟! یه تأییدی بکن، بعد اگر به حکومت رسیدی، که معلوم نیست سهمشون رو بده. نخواستی سهمشون رو بدی، بزن زیر صفحه‌بازی، مثل جریانات سیاسی متداول!

آقا روح‌الله این کار رو باهاشون کرد؟ نکرد! چرا تأییدشون نکرد؟ جالبه. خود آقا روح‌الله چی می‌گه؟ می‌گفت: «من زاویه انحراف تو تفکرات اینها دیدم، به بیست روز اومدن اینجا، دیدم هی نهج‌البلاغه می‌خونن، قرآن می‌خونن، گفتم من که طلبه‌ای بیش نیستم، ولی اینا، به تعبیر ما، آخر نهج‌البلاغه و قرآنند! این بود که گفتم یه ریگی باید تو کفش اینا باشه، شک کردم».

به تعبیر ما خیلی سوپر حزب‌الهی‌اند، به اینشون شک کردم، نه به تفکرات مارکسیستی، لنینیستی شون، چون تو اون مقطع این حرف‌ها هنوز برملا نشده بود، بعدها متوجه شدیم.

مسعود رجوی، شیعه شش آتیشه که روزی هم سرخا سفیداب می‌مالید و با بنی‌صدر فرار کرد و دو مرتبه تو مرصاد یارکشی کرد، بیاد جمهوری اسلامی آزاد کنه، شبش عرق سگی نزده بود، شب با همین بچه مسلمون‌ها و شیعه‌ها و نمازخون‌ها و عشق امام حسین و عشق علی‌بن ابی طالب تو حرم ابوالفضل العباس، مسعود و مریم جون‌دارن زیارت وارث و زیارت حضرت ابوالفضل می‌خونن. «ای ابوالفضل به حق دستان بریده‌ات قسم،مسعود داره میگه، که ما رو یاری کن، این جماعت دارن می‌رن که حکومت خمینی رو سرنگون کنند و کربلای تو آزاد بشه».

تو وصیت‌نامه دختر مجاهدهایی که هجمه کردند و تو در مرصاد جلوشون رو گرفتی، تو وصیت‌نامه‌اش هست که : «مادرم دیگه صبر به پایان رسید، چند روزی تحمل بیشتر، ایران رو آزاد می‌کنیم، به آرزوی دیرینه‌ات که کربلا بود می‌رسی».

فکر نکنی اینا جماعت شاخ و دم داری‌اند، همین بچه محل‌های من و تو، هم دانشگاهی من و تو عزیزم.

برکت فتنه

متأسفیم که یکی از خیانت‌هایی که به تاریخ ما شد، این بود که نه در رادیو تلویزیون، نه در رسانه‌ها، نه در کتب درسی، تجربه این سه دهه رو به بچه‌هامون انتقال ندادیم.

همینه که امروز این جماعت، اینجا و تو دانشگاه‌ها سرپا می‌ایستند تا قصه سی‌سال گذشته رو بشنوند، این از برکات فتنه است، به تعبیر حضرت آقا فتنه برکاتی داشت.

تا قبلش هر چی زور می‌زدم که پسرم، دخترم بیا برات بگم اینها رو تا حداقل تاریخ انقلابت رو درست حفظ کرده باشی و حداقل به گوشت آشنا باشه، حاضر نبودی بیای بشینی، گوش بدی، حاضر نبودی! برکت این فتنه چه کنم، چه کنمه که یک ساعت سرپا بایستی.

بچه بودم، می‌رفتم مدرسه، ایستگاه دوم همیشه یه پیرمردی سوار می‌شد تو اتوبوس، تا می‌اومد، می‌گفت: «خدا به چه کنم، چه کنمت نندازه صلوات بفرست».

من می‌گفتم که چی داره می‌گه؟ مثلاً یعنی که چی؟! جور بهتری نمی‌شه صلوات بفرستی؟ آقا زد و روزهایی رسید پر از پیچیدگی‌های زندگی، در کردستان، در جنوب! خدایا از این ور بریم، شش تا گردان پشتمونه، از اون ور بریم، راه کدوم وره؟ چاه کدوم وره؟

اونجا دو مرتبه این پیرمرده می‌اومد تو خاطرم، دا به چه‌کنم چه کنمت نندازه، صلوات ختم کن!

امتحان فتنه

برکت فتنه همین چه کنم، چه کنمه! که چی؟! که خر کیف نباشی که مسیری که دارم می‌رم با بابام اینا و مامانم اینا و آبجیم اینا، درسته، نه عزیزم! دینی که به تو سپرده شده، همون جا هم به تو گفته که «احسب الناس ان یترکو، ان یقولو آمنا و هم لا یفقنون» آیا حساب کردید که همین که گفتید ایمان آوردیم، حزب الهی شدیم، پیرو ولایتیم، ولتون می‌کنیم؟ «ان یترکو» ترکتون می‌کنیم؟ و «هم لا یفتنون» و به فتنه‌ای دچار نمی‌شید؟

آزمایش ندارید شما؟ زهی خیال باطل! همه شماها؛ چه اونایی که تو جنگ بودید، ده‌ها باره، چه اونایی که سن تون و قد و قدواره‌تون به این نمی‌خورد که تو جنگ باشید، کربلاتون کجاست؟ معلو نیست، عاشوراتون کی هست؟ معلوم نیست، امتحان برای شما چه جور نوشته شده؟ معلوم نیست، سؤال‌های امتحانی؟ یه بخشش لو رفته، کتابت چی؟ پیغمبرت کیه؟ امامت رو بگو!

رحمت خدا بر شهید مطهری، یه سری سؤالات دیگه رو او لو داد، گفت: مسلمونا ولله، بالله، تالله در یوم الجزاء در خصوص فلسطین از شما سؤال خواهد شد، ا، آقای مطهری! بابا قبلاً که سؤال‌ها یه چیزای دیگه‌ای بود، اینایی که لو رفته بود، به ما داده بودند! در خصوص فلسطین دیگه از کجا اومده؟ کجا رو باید بخونم؟! صفحه چند؟ چیکار باید بکنم؟ من چه می‌دونم...

اگه الان بود، قطعاً آمار یه سری دیگه از سؤال‌های لو رفته رو می‌داد، روحش شاد، اما دوستان، تو هر مرحله‌ای که دشمنان ما شب تا صبح برامون نسخه می‌پیچن، خواب ندارن، دلیل دارم برای حرفم، شهدای فلسطینی‌، شیخ رنتیسی، احمد یاسین، چه ساعت‌هایی اینا رو زدند؟ نماز صبح!

تازه فلسطینیه توجیهه، اینقدر زدنش تو این کوچه‌ها، یه ساعت مشخصی نمی‌یاد بیرون، هر دفعه مسیر رو عوض می‌کنه، حواسش هست، با این حال نماز صبح زدنش، کجا؟

وقتی قبل از نماز صبح داره احمد یاسین رو می‌زنه، این یعنی دشمن در نماز شبه قطعاً، نماز شبش ترک نمی‌شه، چرا که زمانی که جاسوس اعلام می‌کنه که اون از خونه‌اش اومد بیرون، او باید خبرو انتقال بده به مرکز فرماندهی، مرکز فرماندهی هلیکوپتر عملیاتی رو بگه برو بالا، همه شرایط رو آماده ببینه.

کسی که داره صیاد رو می‌زنه، کار کرده، کسی که دانشمند هسته‌ای رو می‌زنه، دیدید که بردنش اسراییل آموزش دادن، می‌شنیدید صحبتش رو، بازجویی‌هاش رو، گفت وقتی که منو آوردن، من نمی‌دونستم که این خونه این باباست، وقتی که اومدم اینجا، دیدم جدول، در، و تمام چیزهایی که در خونه این بابا بود، همون چیزی بود که تو اسرائیل ماکتش رو به من نشون داده بودند و چندین بار من این عملیات رو اونجا انجام داده بودم.

شبیه‌سازی و ماکت اون عملیاتی که بای انجام بده رو، ده‌ها بار تو تلاویو انجام داده و اومده اینجا، خواب ندارند، این تازه مباحث عملیاتیه، مباحث جنگ روانی و این که تو نسبت به چی حساسی، نقاط قوت و ضعف در طول این سه دهه چی بوده، خاصه در خصوص انتخابات، نقاط قوت شما کجا بود و از کجا باید بهمون بزنند...

کار می‌کنه و کارکرد و جواب هم داد!

دست مریزاد می‌گم به همه کسانی که پشت سر آقا اومدند و توی این نبرد هشت ماهه پیروز شدند، «حنیئاً لکم» باریک‌الله به همه شما، که اذیت شدید، ترکش خوردید، زخمی شدید تا همین الان توی مدرسه، توی اداره، تو خونه، دارن بمباران می‌شی، دیدی گفتیم به اینا رأی ندید! دیدی گفتیم، دیدی گفتیم! آسفالتت دارن می‌کنن، نیست این جوری؟!

امروز بیست اردیبهشته، وارد سومین مرحله عملیات سرنوشت‌ساز الا بیت المقدس که باعث آزادسازی خرمشهر شدیم، سی روز نبرد، سی‌شبانه روز نبرد بی‌امان، کسی خواب و خوراک نداره که منجر به این شد که پنج کیلومتر آزاد کردیم، نوزده هزار اسیر گرفتیم، خدا شهید صیاد رو رحمت کنه، گفت: «رفتیم خدمت امام، گفتیم که حضرت آقا، تا اینجا رسیریم، تموم شدیم، قول داده بودیم خرمشهر رو آزاد کنیم، نمی‌تونیم، موانع زیاد، پیچیدگی، کلافگی ... ما نیرومون هم تموم شده، نمی‌دونیم چیکار کنیم؟!

چی گفت حضرت امام؟

می‌گن که حضرت امام پا شدند، گفتند: «تا توکلتان چقدر باشد!».

اومدند بیرون، صیاد نقل می‌کنه که حضرت امام گفتند: «هر آنچه که لازمه تدبیر است رو انجام دهید، مابقی را به او واگذار کنید».

واسه همینه که بعد از این که زدی و خرمشهر آزاد شد، گفت: «خرمشهر را خدا آزاد کرد».

برای این که مثل این روزها نشه که اون سرداره بیاد تو تلویزیون تحلیل کنه بگه: «امداد غیبی کیلو چنده؟ ما از اون اول علمی می‌جنگیدیم».برای اینکه خو او هم یادش می‌ره، بیماری نسیانه، وقتی آلزایمر می‌گیره، خودش هم که تو معرکه بوده یادش می‌ره که امداد غیبی یعنی همونی که تو بریده بودی، تو که دستت رفت بالا.

امام گفت: «قصه نوزده هزار اسیر، مطلب عادی نبود که از پس شما انسان‌ها بر بیاد، یک قصه ماوراء الطبیعته، نوزده هزار اسیر گرفتی!».

اتفاقاً برای همین توهم بود که عملیات بعدی که رمضان بود، یابو ورمون داشت! وقتی گفتیم ما می‌گیم از اینجا بزنیم، از اینجا بزنیم، خدا گفت: بشین سر جات، به شما نیست، هر چه خدا خواست.

باید برسی به این که چیزی دست تو نیست، اون که خودش صاحب اصلی و معمار بزرگ این انقلاب بود، بهش گفتند: آقا! تو که پونزده خرداد 42 قرار بود انقلاب کنی، تموم کنی، چرا نتونستی جمع کنی این کار رو؟ اون موقع باید می‌زدی.

گفت: «آقا یه اشتباهی شد، پایین منبر دو مرتبه پرسیدند: «کجا اشتباه شد؟ چی شد؟».

گفت: «توی اون مقطع باورمون اومد که خلاء مرجعیته و ما می‌توانیم، خدا گفت که از همین جا که فکر می‌کنید کار به دست شماست، پونزده سال برو تو تبعید! پونزده سال خداوند ما رو تأدیب کرد و ادب، پونزده سال انقلاب عقب افتاد برای این یک جمله».

اومد بهشت زهرا که بگه: «مردم جماعت، همه چیز به ید قدرت اوست!».

وقتی هم که جنگ اتفاق افتاد،دویدند اومدند تو اتاق بگن آقا شروع شد! بمباران ... می‌گن می‌خواسته قامت ببنده برای نماز، گفتند: «آقا جنگ!».

بر حسب ظاهر چیکار باید بکنه؟ سریع ول کنه بیاد تو اتاق فرماندهی و اخبار رو جمع کنه و .. نماز چی؟ دشمن اومده!

می‌گه: «کلاغی آمده است، سنگی اندخته است، الله اکبر».

کلاغی آمده است، سنگی انداخته است، نگران نباشید، برای اینکه به این سکینه برسی، خیلی معلومه ما کار داریم آقا. او که روح‌الله بود با اون همه موانع و پیچیدگی! ما هم می‌خوایم چکار کنیم؟ حاجی راه حل چیه؟ حاجی تحلیل! حاجی.... منم مثل تو عزیزم.

راه صعب است و بدانید که خون می‌طلبد    پا پر آبله و دشت جنون می‌طلبد

هر کی خسته است بسم‌الله بمونه و تو مرغزار، بره پایین دامنه، راه بازه، هر کی می‌خواد بیاد بالا سنگلاخ، بدونه پرتگاه داره!

شب تاریک و ییم موج و گردابی چنین حائل     کجا دانند حال ما سبک بالان ساحل‌ها



نویسنده : شرمنده شهدا  | تاریخ ارسال : جمعه 17 آذر 1391 | نظرات()
 
 
   
 

Cialis online
دوشنبه 7 خرداد 1397 09:41 ق.ظ

With thanks. A lot of write ups!

warnings for cialis canadian drugs generic cialis cialis para que sirve tadalafil 20 mg cialis 20 mg best price only now cialis 20 mg cialis 10 doctissimo rezeptfrei cialis apotheke wow cialis tadalafil 100mg prix cialis once a da
Buy cialis
شنبه 8 اردیبهشت 1397 12:19 ق.ظ

You explained that perfectly!
cialis super kamagra cialis uk miglior cialis generico cialis 5 mg para diabeticos cialis billig cialis prices how much does a cialis cost buy original cialis if a woman takes a mans cialis buy original cialis
Viagra 20 mg
سه شنبه 4 اردیبهشت 1397 08:58 ب.ظ

Whoa loads of valuable data.
buy sildenafil citrate online viagra pharmacy levitra viagra mail order buy viagra internet where can i buy viagra without a prescription buy viagra prescription online buying viagra without a prescription viagra online cheap can you buy viagra online ordering viagra
Online cialis
شنبه 18 فروردین 1397 10:42 ق.ظ

Thanks! Helpful information!
prezzo cialis a buon mercato cialis generico en mexico we recommend cheapest cialis cialis tablets australia tadalafilo cialis cuantos mg hay best generic drugs cialis buy name brand cialis on line side effects of cialis cialis daily reviews
Cialis canada
شنبه 4 فروردین 1397 10:42 ق.ظ

Fantastic posts, Regards.
tarif cialis france cialis prezzo al pubblico comprar cialis navarr best generic drugs cialis calis enter site 20 mg cialis cost cialis tadalafil cialis in sconto buying cialis in colombia prices on cialis 10 mg
http://tamathagrahn.hatenablog.com/archive/2017/06/27
سه شنبه 17 مرداد 1396 11:16 ق.ظ
Hello there! I know this is kinda off topic but I was wondering which blog platform are you using for this site?
I'm getting fed up of Wordpress because I've had issues
with hackers and I'm looking at alternatives for another
platform. I would be great if you could point me in the direction of
a good platform.
manicure
شنبه 12 فروردین 1396 06:49 ق.ظ
Hurrah, that's what I was seeking for, what a material!
present here at this weblog, thanks admin of this site.
bashir
جمعه 24 آذر 1391 01:38 ب.ظ
فیلم فرار صهیونیست ها از موشکهای مقاومت
خیلی باحاله
http://www.nasrtv.com/modules/video/singlefile.php?cid=2&lid=7346
پاسخ شرمنده شهدا : سلام.
ممنون از اطلاع رسانیتون..

باولی..سیدعلی..یاعلی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


http://link.cat-glasses.ir